سرویس ارسال اکسپرس
کتاب «کاربرد علوم عصبشناسی در مدیریت تحول سازمانی» به نگارش هیلاری
اسکارلت، بررسی میکند که یافتههای علوم اعصاب چطور میتوانند به مدیریت
تغییر در محیطهای کاری کمک کنند. نویسنده توضیح میدهد که مغز انسان تمایل
طبیعی به ثبات دارد و تغییرات سازمانی میتوانند حس تهدید یا عدم اطمینان
ایجاد کنند. این موضوع باعث میشود افراد در برابر تغییر مقاومت نشان دهند و
رهبران برای مدیریت این واکنشها نیاز به شناخت عمیقتری از عملکرد مغز
داشته باشند.
بخشهای کتاب به جنبههای مختلف این موضوع میپردازد:
اینکه چرا تغییر برای ذهن دشوار است، نقش هیجانها و احساسات در پذیرش یا
مقاومت چیست و تأثیر اعتماد و عدالت سازمانی بر نگرش کارکنان به چه اندازه
است. همچنین موضوعاتی مانند سوگیریهای شناختی در تصمیمگیری، اهمیت روایت و
داستانسرایی برای جلب حمایت افراد و نقش تعاملات اجتماعی در موفقیت یا
شکست یک تغییر سازمانی مطرح میشود.
در ادامه نویسنده مجموعهای از
پیشنهادهای عملی ارائه میدهد تا مدیران بتوانند استرس ناشی از تغییر را
کاهش دهند، انگیزه کارکنان را افزایش دهند و شرایطی فراهم کنند که افراد
راحتتر با تغییر سازگار شوند. این پیشنهادها بر مبنای تحقیقات علمی طراحی
شدهاند و تلاش میکنند با فرآیندهای واقعی کار در سازمانها هماهنگ باشند.
این اثر پلی میان یافتههای پژوهشی علوم اعصاب و مدیریت تغییر میسازد که
هدف آن فراهم کردن ابزار و بینشهایی برای رهبران است تا بتوانند تغییرات
را نه صرفا بهعنوان یک دستور سازمانی، بلکه بهگونهای که با واکنشهای
ذهن و احساس کارکنان همخوان باشد، طراحی و هدایت کنند.